أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

242

تجارب الأمم ( فارسى )

ابن ابو ساج [ بن ديوداذ ] آن نامه‌ها را با نامه‌هاى هميشگى خود همراه حسن بن هارون به پايتخت نزد على بن عيسى فرستاده گفت ، به وزير بگو : اين مرد براى ريختن خون من و تو و ياران تو مىكوشد و من مىخواهم او را دستگير نمايم ، بزرگترين گناه او از ديدگاه من فتنه انگيزى او ضد تو مىباشد . چون على ابن عيسى آن همه نامه‌ها را ديد در شگفت شده گفت : به برادرم ابو القاسم [ 1 ] بگو : اگر اين كار را براى آن مىكنى كه خودت را از شر اين خيانت پيشه رها سازى ، خدا پشت و پناهت باشد ، ولى اگر مىخواهى آن را براى من انجام دهى ، به خدا سوگند سپاسگزارى من از هيچكس ، به اندازهء سپاس من از آن كس نيست كه در راه بر كنارى من از وزارت بكوشد ، زندان و تبعيد براى من آسان‌تر است از آنچه از كار وزيرى مىكشم ! عبد الله بن على [ جرجرائى ] نامه‌هائى نيز از گفتهء آن سفير [ كه دستگير شده بود ] بساخت و به عنوان اينكه او آنها را از بغداد براى محمد بن خلف [ نيرمانى ] به واسط فرستاده چنين نوشت : « من بيشتر كارها كه نياز بود انجام داده و به زودى به واسط باز خواهم آمد » دل محمد بن خلف [ نيرمانى ] با اين نامه آرامش يافت ، ولى عبد الله بن على [ جرجرائى ] باز به نزد او رفته دل او را از نزديك به دست آورده ، پيشنهاد نمود ، يكصد هزار درم از مال خويش براى گشايش كار در اختيار او نهد ، تا به دلگيرى او پايان دهد . محمد ابن خلف گمان كرد اين پيشنهادى درست است ، پس عبد الله بن على را براى خوردن و آشاميدن دوستانه دعوت كرد . * چيزى نگذشت كه حسن بن هارون از بغداد بازگشته ، به خانهء محمد بن خلف

--> [ ( 1 - ) ] M : كاربرد كنيت براى موالى و نيم بردگان معمول نيست ، تنها براى گراميداشت بيش از اندازه مانند آنجا كه در خ 5 : 260 مونس مظفر را ابو الحسن خوانده است ، به كار مىرفته است . شايد كنيت ابو القاسم همان باشد كه خصيبى به دو داده بود . ( خ 5 : 251 ) .